خوش آمديد!
18:10 چهارشنبه 7 مرداد ماه ، 1389
پیغام کوتاه
ارشيو پيغام کوتاه   

 
آخرین ارسالها
کل موضوعات 0
کل ارسال ها 0
کل بازديد ها 0
کل پاسخ ها 0
کل اعضا 5
آخرين 20 ارسال انجمن

تالار گفتمان جستجو
این مطلب را تا آخر بخوانید و به اتفاقی که می افته کمی فکر کنید:
 چند ثانیه بیشتر وقت نمی گیره.
لطفا به سوالات زیر به سرعت پاسخ دهید:
نتیجه چیست؟
2+2
4+4
8+8
16+16
خیلی سریع عددی بین 12 تا 5 انتخاب کنید. انتخاب کردید؟
حالا برید پایین
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
عدد انتخابی شما 7 بود؟

این آزمایش توسط یکی از محققان برجسته در زمینه مطالعات ذهنی در امریکا، پرفسور "مک کین" انجام شده. در این آزمایش با طرح 4 سوال اول ذهن شما شرطی شده و در هنگام انتخاب عددی بین 12 تا 5 ابتدا ذهن این دو عدد را جمع می کند یعنی 17 ولی 17 بین دو عدد 12 تا 5 نیست. ذهن اتوماتیک به عدد 7 می رسد که از 5 هم بزرگ تراست. این آزمایش انقلاب بزرگی در آزمایشات رفتاری ذهن نسبت به آموخته های ما از دوران کودکی و اجتماع و آن چیزی که شبانه روز از طریق رسانه ها به ما می رسد ایجاد کرده است. طبق نتیجه تحقیقات، مردم وقتی ذهنشان شرطی شد از انتخاب یا تفکر در جهت دیگر می ترسند و در دراز مدت استقلال فکری هر کس مسائل پیرامونش می شود. نه تفکرات واقعی خودش. به گفته دانشمندان: بیش تر فکر کنید و از بیان نتایجی که می رسید نترسید.

منبع : hamsohbat.ir

جمعه، 29 آبان ماه ، 1388
بازديد:45 بار
کوتاه‌ترین راه عشق ورزیدن، نگاهی است خالص و بی‌ریا توأم با عشق.
کوتاه‌ترین راه رسیدن به ثروت آن است که قابلیت‌هایت را بشناسی و بر آن ها تکیهکنی.
کوتاه‌ترین راه برای جلوگیری از شکست احتمالی، مشورت با کسانی است که قبلاً آنراه را رفته‌اند.
کوتاه‌ترین راه برای داشتن روانی سالم، در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادیدر هر روز است.
کوتاه‌ترین راه برای داشتن این‌که نخواهی چیزی را به خاطر بسپاری، نگفتن دروغاست.
کوتاه‌ترین راه برای تسکین پشت کنكوری‌ها دیدن افراد موفق و خوشبختی است کهحتی از جلوی دانشگاه هم رد نشده‌اند.
کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به آرزوها، واقع‌بین بودن است.
کوتاه‌ترین راه برای غیبت نکردن آن است که عیوب خود را مثل عیب دیگرانببینی.
کوتاه‌ترین راه برای داشتن جسمی سالم، اعتدال در خوردن است، نه زیاد و نهکم.
کوتاه‌ترین راه برای یافتن یک دوست، توجه به علایق طرف مقابل است.
کوتاه‌ترین راه مبارزه با ترس، روبه‌رو شدن با آن ترس است.
کوتاه‌ترین راه برای رهايی از افسردگی، فکر کردن به چیزهای خوب است.
کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به ثبات، آن است که بر آن‌چه ایمان داری پافشاریکنی. حتی اگر یک لشكر مخالف داشته باشی.
کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به تکامل، انتقادپذیری است.
کوتاه‌ترین راه برای دروغ نگفتن، شجاع بودن است.
کوتاه‌ترین راه برای آینده‌نگری، قناعت است.
کوتاه‌ترین راه برای حسرت نخوردن، آن است که همیشه در حال زندگی کنی.
کوتاه‌ترین راه برای حل یک مسئله، فهمیدن درست صورت مسئله است.
کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به آرامش، آن است که کم تر به چیزهايی که نداری فکرکنی.
کوتاه‌ترین راه برای اثبات دوستی‌ات به یک دوست، آن است که شنونده خوبیباشی.
کوتاه‌ترین راه برای فاش نساختن راز دیگران آن است که هرگز به رازشان گوشندهی.
کوتاه‌ترین راه برای تحقیر نکردن دیگران این است که فقط چند لحظه خودت را جایآن ها قرار دهی.
کوتاه‌ترین راه برای رسیدن به قدرت واقعی، تقویت هرچه بیش تر منطق است.
کوتاه‌ترین راه برای مقابله دشمنان آن است که هرگز خونسردی‌ات را از دستندهی.
کوتاه‌ترین راه غلبه بر مشکلات، کوچک و ناچیز شمردن آن ها است.
کوتاه‌ترین راه برای داشتن یک ارتباط سالم، داشتن فکر و اندیشه سالم و قلب پاک است.
جمعه، 29 آبان ماه ، 1388
بازديد:24 بار
همانطور که می‏دانید در گوشی‏های تلفن همراه قابلیتی به نام Divert یا انتقال مکالمه وجود دارد. بدین صورت که هنگامی که خط خود را بر روی شماره‏ای دایورت می‏کنید، از این پس هر تماسی با شما گرفته شود به طور اتوماتیک به شماره مورد نظر تعیین شده منتقل می‏گردد. در نتیجه هیچ کس نمیتواند به طور مستقیم با خط شما تماس بگیرد و گوشی شما هیچ‏گاه زنگ نخواهد خورد. بسیاری افراد از این کار جهت این‏که به هیچ تلفنی پاسخ ندهند و به اصطلاح اطرافیان را بپیچانند استفاده می‏کنند. اما از آنجا که دست بالای دست بسیار است قصد داریم ترفندی جالب را به شما معرفی کنیم که با استفاده از آن می‏توانید به طور مستقیم با خطی که دایورت شده است تماس بگیرید! قطعاً فردی که خط خود را دایورت کرده است شگفت‏زده می‏شود که چطور شما توانسته‏اید با او تماس بگیرید، بدون اینکه تماس‏تان دایورت شود! این ترفند بر روی کلیه گوشی‏هایی که قابلیت دایورت را دارا هستند قابل انجام است.
يكشنبه، 22 شهريور ماه ، 1388
بازديد:73 بار
محققان انگلیسی موفق به تولید اسپرم انسانی از سلول های بنیادی جنینی شده اند. اما از نظر برخی کارشناسان این اسپرم ها کارایی اسپر ماتوزوئید واقعی را ندارد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، محققان دانشگاه نیوکاسل و موسسه "سلول های بنیادی" در شمال شرقی انگلیس به سرپرستی پروفسور کریم نایرنیا موفق به کشف تکنولوژی جدید شده اند که با توسل به آن می توان اسپرم انسانی را در آزمایشگاه به کمک سلول های بنیادی حامل کروموزوم XY (مردانه) تولید کرد. بر اساس تحقیقاتی که در مجله "سلول های بنیادی" به چاپ رسیده است، این نوع تولید اسپرم مشکلاتی نیز به دنبال دارد به طور مثال اسپرم تفسیر سرنوشتی که ژن ها رقم زده اند آزمایشگاهی از نظر قانونی برای بارور کردن تخمک مناسب نیست و کارایی نخواهد داشت اما متخصصان امیدوارند با قانونی کردن این مساله بتوانند درمانی مناسب برای ناباروری مردانه بیابند.
جمعه، 20 شهريور ماه ، 1388
بازديد:226 بار

اولین فراگیری جهانی یک بیماری پس از 40 سال
پیش بینی مرگ 105 تا 245 هزار ایرانی
!خطر واقعاً جدی است!
جمعه، 20 شهريور ماه ، 1388
بازديد:76 بار
شنبه، 14 شهريور ماه ، 1388
بازديد:87 بار
مردی تخم عقابی یافت و آن را در آشیانه ی یک مرغ کرچ گذاشت. عقاب به همراه جوجه های دیگر از تخم بیرون آمد و با آن ها شروع به رشد نمود. عقاب در طول تمام زندگیش همان کارهای را می کرد که جوجه ها می کردند، چون تصور می کرد که او نیز جوجه مرغی بیش نیست!!! او برای پیدا کردن کرم و حشره روی زمین را با ناخن می کند، قدقد می کرد و صدای مرغان کرچ را در می آورد. بال های خود را بر هم می زد و چند قدمی در هوا می پرید.
سال ها بدینسان گذشت و عقاب بسیار پیر شد. روزی عقاب بالای سر خود، در گودی آسمان بی ابر، پرنده ی با شکوهی دید که با وقار هر چه تمام تر در میان جریان پر تلاطم باد، بی آن که حتی حرکتی به بال های طلائیش دهد، در حال پرواز است. او با بیم و وحشت به آن نگریست و از مرغ کنار دستی اش پرسید: (( اون کیه؟ )) همسایه اش پاسخ داد: اون یه عقابه، پادشاه پرندگان. اون به آسمان تعلق داره و ما به زمین؛ ما جوجه هستیم و بدینسان بود که عقاب جوجه زیست و جوجه مرد؛ چون فکر می کرد که جوجه است.

باور کنید نيروي آدمي، بي کران است.
باور کنيد هيچ کاري از اراده آدمي خارج نيست.
باور کنيد که از عشق آفريده شده ايد، پس عشق را بيافرينيد.
باور کنيد خدا هيچگاه از بندگانش نااميد نمي شود، ولي بندگان او چرا!
باور کنيد لايق بودن هستيد.
باور کنيد که اکنون مهم ترين لحظه است.
باور کنيد که روح شما قدرت صعود به ماوراء را دارد.
باور کنيد که شما هم مي توانيد.
و تمام باورهاي خود را از ته دل باور کنيد، تا زندگي شما را باور کند!

آنتونی دو ملو
Anthony De Mello

www.persian-star.org:منبع

جمعه، 30 مرداد ماه ، 1388
بازديد:151 بار


 

میلاد یگانه منجی بشریت ، مهدی موعود بر همگان گرامی باد

جمعه، 16 مرداد ماه ، 1388
بازديد:38 بار
در نور کم غروب زن سالخورده ای را دید که کنار جاده درمانده ، منتظر بود.
در آن نور کم متوجه شد که او نیازی به کمک دارد.
جلوی مرسدس بنز زن ایستاد و از اتومبیلش پیاده شد.
در این یک ساعت گذشته هیچ کس نایستاده بود تا کمکش کند .
زن به خود گفت مبادا این مرد بخواهد به من صدمه ای بزند؟ ظاهرش که بی خطر نبود، فقیر و گرسنه هم به نظر می رسید.
مرد زن را که در بیرون از ماشینش در سرما ایستاده بود دید و متوجه آثار ترس در او شد.
گفت :((خانم من آمده ام به شما کمک کنم بهتر است شما بروید داخل اتومبیل که گرم تر است ضمنا اسم من برایان آندرسون است))
فقط لاستیک اتومبیلش پنچر شده بود، اما همین هم برای یک زن سالخورده مصیبت محسوب می شد. برایان در مدت کوتاهی لاستیک را عوض کرد.
زن گفت که اهل سنتلوییس است و عبوری از آنجا می گذشته است.
تشکر زبانی برای آن مرد کافی نبود. از او پرسید که چه مبلغی بپردازد. هر مبلغی که می گفت می پرداخت.
چون اگر او کمکش نمی کرد ، هر اتفاقی ممکن بود بیفتد.
برایان معمولا برای دستمزد تامل نمی کرد، اما این بار برای مزد کار انجام نداده بود.
این کار را برای کمک به یک نیازمند انجام داده بود و البته در گذشته افراد زیادی هم به او کمک کرده بودند.
او به خانم گفت که اگر واقعا میخواهد مزد او را بدهد ، دفعه ی بعد نیازمندی را دید ، به او کمک کند و افزود : و آن وقت از من هم یادی کنید. خانم سوار اتومبیلش شد و رفت.
چند کیلومتر جلوتر ، خانم ، کافه ای دید. به آن کافه رفت تا چیزی بخورد. پیشخدمت (زن) پیش آمد و حوله تمیزی آورد تا موهایش را خشک کند. پیشخدمت لبخند شیرینی داشت ، لبخندی که صبح تا شب سر پا بودن هم ، نتوانسته بود محوش کند.
آن خانم دید که پیشخدمت باید هشت ماهه حامله باشد ، با این حال نگذاشته بود، فشار و درد ، تغییری در رفتارش بدهد.
آن گاه به یاد برایان افتاد. وقتی آن خانم غذایش را تمام کرد ، صورتحساب را با یک اسکناس صد دلاری پرداخت.
پیشخدمت رفت تا بقیه پول را بیاورد. وقتی برگشت آن خانم رفته بود.
پیشخدمت نفهمید آن خانم کجا رفت ، بعد متوجه شد چیزی روی دستمال سفره نوشته شده است. با خواندن آن اشک به چشمش آمد « چیزی لازم نیس به من برگردانی ، من هم در چنین وضعی قرار داشتم ، شخصی به من کمک کرد ، همان طور که من به تو کمک کردم.
اگر واقعا می خواهی دین من را ادا کنی ، این کار را بکن نگذار این زنجیره ی عشق همین جا به تو ختم شود»
زیر دستمال 400 دلار دیگر هم بود . آن شب او به پول و نوشته فکر می کرد.
آن خانم از کجا فهمید که او و شوهرش به آن پول نیاز داشتند. بچه ماه آینده به دنیا می آمد و آن وقت وضع بدتر هم می شد.
شوهرش هم خیلی نگران بود. همان طور که کنارش شوهرش دراز کشیده بود به نرمی او را بوسید و آهسته در گوشش گفت :«نگران نباش ، همه چیز درست می شود ، برایان اندرسون.»




منبع : www.jeihoon.com
جمعه، 9 مرداد ماه ، 1388
بازديد:101 بار

 

 

جمعه، 9 مرداد ماه ، 1388
بازديد:148 بار

news

تازه هاي تالار گفتمان
موضوعاتنویسندهبازدیدپاسخهاآخرین ارسال
کل موضوعات0 | کل ارسال ها0 | کل بازديد ها0 | کل پاسخ ها0 | کل اعضا 5
   Anonymous 
 پست :   0 
   Ali 
 پست :   0 
   yaser 
 پست :   0 
   parina 
 پست :   0 
   amozandeha 
 پست :   0 
آمار کاربران
نظرسنجی
آیا مطالب این سایت مورد پسند شما قرار گرفته؟

عالی بود
خوب بود
بد نبود
جا دارد بهتر شود



نتایج
نظرسنجی ها

تعداد آراء: 6
نظرات : 0
لینک دوستان

isal


تمام لينك ها


لينكستان

جستجو در Google


جستجو در وب
جستجوی سايت